تبليغاتX
قاصدک

قاصدک

سلام گل من .خوبي ؟ مرسي از اينكه پيشم اومدي .يادت نره واسم يادگاري بنويسي.

سلام عزیزانم.من بعد از مدت ها اومدم.یادمه وقتی خداحافظ كردم ميخاستم استارت بزنم و واسه كنكور بخونم.خداييش خوب هم خوندم و نتيجه اش رو ديدم .الآن كه دارم اين مطلب رو ميزنم دانشجوي دانشگاه سراسري هستم و ۱خبر ديگه هم دارم...

ازدواج هم كردم .

واقعا عشقم رو دوووووووووسش دارم.اميدوارم همه ي شما هم موفق باشيد

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1390ساعت 20:49  توسط دختر آریایی  | 

بعد از مدت ها اومدم

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم خرداد 1390ساعت 11:53  توسط دختر آریایی  | 

يه ذره عشقولانه

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 12:35  توسط دختر آریایی 

عكس هاي قشنگي كه خودم دوسشون دارم شما هم ببينيد

          به ادامه مطلب برويد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 20:18  توسط دختر آریایی  | 

مجموعه جوان بي نماز و آخر الزمان



مجموعه جوان بي نماز و آخر الزمان سر انجام جواني را
به تصوير مي كشد كه در دنيا اهل نماز نبوده است و پس از مرگ
 چه عاقبتي در انتظار اوست .اين حادثه در يكي از كشور هاي عربي
 اتفاق افتاده و اين جوان در عالم رويا عاقبت  عمل خويش را مي بيند !
اين مجموعه روايتي تكان دهنده كه همراه با اسناد تصويري و واقعي
 است كه ويژگي هاي مردان و زنان را در آخر الزمان به تصوير مي كشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 20:5  توسط دختر آریایی  | 

بگذار سپیده سر زند.
 چه باک که من بمیرم
و شبنم فرو خشکد.
و شبگیر خاموش شود
 و شباهنگ گنگ گردد.
 و مهتاب رنگ بازد
و ستاره سحری باز گردد.
 و را کهکشان بسته شود ...
بگذار سپیده سر زند
 و پروانه به سوی آفتاب پرکشد
 بگذار...
                                          

                                                                                                          دكتر علي شريعتي
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 18:48  توسط دختر آریایی  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 8:38  توسط دختر آریایی  | 

سلام  به در خواست يه عزيزي زندگينامه دكتر شريعتي و مخصوصا  اسامي كتاب هاي ايشون رو نوشتم  واسه مطالعه كامل به ادامه مطلب برويد


اگر تنهای تنها شوم ٬ باز هم خدا هست ....
علي شريعتي در سوم آذرماه سال 1312 در مزينان، يك روستاي سنتي كوچك، كنار كوير، در نزديكي مشهد ديده به جهان گشود. گرچه پدرش نخستين معلم او بحساب مي‌آمد، اما او در سيستم آموزشي جديد در دبيرستانهاي ابن‌يمين و فردوسي مشهد هم تحصيل نمود، و در اين مراحل زبان عربي و فرانسه را نيز آموخت. علي با داشتن گرايش تدريس، به دانشسراي تربيت معلم وارد شد و پس از دوسال مدرك مربي‌گري گرفت. بدين ترتيب در سن 18 سالگي شغل معلمي را آغاز نمود .....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 19:8  توسط دختر آریایی  | 


هر کس رابطه خود با خدا را خوب کند
 خدا رابطه مردم را با او درست می کند
و هر کس پنهان خود را اصلاح کند
 خدا آشکار او را اصلاح می کند
و هر کس برای آخرت خود کار کند
     خدا دنیای او را کفایت می کند





+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:52  توسط دختر آریایی  | 

تو اين تصوير چند نفر رو مي بيني؟؟؟؟؟




اين فيله چند تا پا داره؟؟؟؟؟



مگه ممكنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



كدوم سرباز قد بلندتره؟؟؟؟؟؟؟



شايد اگه تو تصوير دقت كني فكر كني متحركه ولي كاملا ثابته!!!!!!!!!!



+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:40  توسط دختر آریایی  | 

سلام .
يه نظر خصوصي واسم اومده و انتقاد كرده كه چرا آيكون نظر خواهي به دور از چشم كاربر هست؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!

من هم به همين منظور به همه شما عزيزاني كه به وب من اومديد مي گم كه تو اين قالب جديدم آيكون نظر خواهي پايين هر متن و سمت چپ آن هست.  نظر يادت نره               ممنون

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 12:11  توسط دختر آریایی  | 

ولادت حضرت صديقه كبري فاطمه زهرا(س)
                           به پيشگاه مقدس امام زمان(عج)
                                                ومسلمانان جهان اسلام
                                                                           تبريك ميگوييم
+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:38  توسط دختر آریایی  | 

تقديم با عشق


+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 16:37  توسط دختر آریایی  | 

 شگفتا!

 وقتی که بود نمی دیدم،

وقتی می خواند نمی شنیدم؛

 وقتی دیدم که نبود،وقتی شنیدم که نخواند...

چه غم انگیز است!وقتیکه چشمه ای در برابرت می جوشد و می خواند

 و می نالد تشنه ی آتش باشی و نه آب!

 و چشمه که خشکید،چشمه از آتشی که تو تشنه ی آن بودی،

بخار شد و به هوا رفت و آتش کویر را تافت و در خود گداخت،

 و از زمین آتش روئید و از آسمان آتش بارید،

تو تشنه ی آب گردی و نه آتش؛

 و بعد عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود از غم نبودن تو می گداخت؛...

 و اکنون تو با مرگ رفته ای و من اینجا،

تنها به این امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیکتر میشوم.

 

                                                                               "این زندگی من است"

                                                                                 دکتر علی شریعتي          

 

 در تكرار بي پايان

         اوست كه همواره جريان دارد

          هزاران طاق قد برفراشته'سر در گوش هم آورده

                             نگاه دار اين بناي عظيم گشته اند 

         عشق به زندگي در همه چيز جاريست 

     از با شكوه ترين ستاره گرفته تا

                                                      حقير ترين جسم سرد

هر تلاش هر كوشش                       در خداوند آرامش ابدي مي يابد 

                                                                                            گوته

 

                           

 همه لبخند ها بوي تو را مي دهند         همه نگاه ها غريبند             و هيچ چيز همسفر خوبي براي روزهاي بي تو بودن نيست                  

مي خواهم از غربتم برايت بگويم بگذار آهسته بگويم :

 بگذار آهسته بگويم تا تنگ بلور ماهي نلرزد.

 بگذار آهسته بگويم تا مهربان ترين بنفشه ها نشنوند.

 بگذار آهسته بگويم تا لانه ي گلي پرستو ها خراب نشوند .

بگذار آهسته بگويم تا عطر سيب سرخ در جهنم تنهايي كلبه فراموش نشوند .

 دلم گرفته.

تو دیر مي آيي وهمه دنيا برايم غريبه اند

 آخر انتظار كي به پايان مي رسد.

 بوي غربت ويرانم مي كند . آفتاب هم تنهايم گذاشته است

فقط تو هستي كه نگاه غرق خواهشم را در مي يابي و آن را با ستارگان پيوند زده و باغچه اي از گلهاي نقره اي مي سازي .

اما حال امواج نگاهم جاده ي آسمان را مي پيمايد. وقتي به ماه مي نگرم چهره اش را معصومانه ترين و لطيف ترين چهره ها مي يابم .مهتاب هم مرا نمي فهمد

 بگذار در درياي عشقت باز در گوشه هاي بمانم و در خلوت خويش با حس انتظارت زندگي كنم .

بي تو.... زندگي لمس و احساس بلور گل سرخ نيست .بي تو....چشمان نرگس گريان است .بي تو...شب بوها باهم بودن را نمي فهمند .بي تو ...ابر ها فقط بغضند و باران فقط درياي غم . بي تو ...گل ها نمي شكفند .بي تو ...غروب جمعه دلگير است.بي تو ...تنها كسم بي كسي است بي كسي ....! و تو اي زيبا ترين رنگين كمان خواب هاي رويايي ام بيا كه ديگر انتظار بس است.

 الهم عجل لوليك الفرج

+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 12:45  توسط دختر آریایی  | 

فينال جام حذفي

الان ساعت يازده و نيمه و تا بازي استقلال چيزي باقي نمونده .بياين همه باهم دعا كنيم .ان شا الله برد استقلال رو تو وبلاگ هامون همگي جشن مي گيريم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم خرداد 1387ساعت 11:41  توسط دختر آریایی  | 

الهي

الهي،
به ما دانايي و توانايي بخش
تا بتوانيم آن طور كه تو مي‌خواهي در خدمت و در اختيارت باشيم.
و ما را سزاوار بندگي‌ات بگردان

الهي،
چه كسي ناسپاس‌تر از آن كه لطف تو را نبيند
و هر نعمتي كه به او ارزاني داشتي
از خود و از آن خود بداند

الهي،
اين لطف بي‌حساب توست
كه بر طغيان ما افزوده
نه بد گماني ما نسبت به تو
پس بر ما خرده مگير
و بر اساس عدالت خود با ما رفتار مكن

خدایا

کمکم کن " ظاهر" را ببینم و بفهمم
و بی‌آنکه از "باطن" خبر بگیرم عبور نکنم
از سطح بگذرم و به عمق سفر کنم
تا نادانسته و نافهمیده درهایی را که به رویم می‌گشایی،
نبندم و برای باز کردن درهایی که بسته‌ای، بیهوده تلاش نکنم

خدایا

کمکم کن تا از آن چه پیش می‌آید
و پیش آمده چیزی بیاموزیم
و درس ناگرفته و ناآموخته نگذارم و نگذرم
تا دوباره همان که پیش می‌آید
و آمده پیش رویم نیاید و ره به جایی نبرده بر جای باقی نمانم

خدایا

کمکم کن تا رد نور تو را در پیشامدها و راه‌ها
در همه مسیرها، در روزها و شب‌ها باز شناسم
و پی‌گیرم و از آن، منحرف نشوم
و ظلمت را هرگز، به جای نور نگیرم

و کمکم کن تا در همه سختی‌ها،
در همه رنج‌ها دستان لرزان خود را از دست‌های گرم و گشاده ات بیرون نکشم
دست‌های پر قدرت تو دستان لرزان مرا رها نکند
حتی اگر زمین بلرزد و خورشید تاریک شود
و آسمان در هم بپیچد ...

آمین یا رب العالمین


اگه دوست داري بيشتر با خدايت خلوت كني به اين وبلاگ برو www.safireaseman.com كه من هم اين مطالب قشنگ رو از اونجا آوردم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 11:16  توسط دختر آریایی  | 

" جهان قرآن مصور است،
که در آن آیه ها
به جای آنکه نشسته باشند
ایستاده اند ،
با چشمان عاشق بیا
تا جهان را تلاوت کنیم "

سلمان هراتی


خدایا ........
رحمتی کن ،
تاايمان ، نام و نان برايم نياورد! ...
قوتم بخش ، تا نانم را ، و حتی نامم را ، در خطر ايمانم افکنم! ...
تا از آنانی نباشم که ، پول دين را می گيرند ،
و برای دنيا کار می کنند! ...
بلکه از آنانی باشم که ، پول دنيا را می گيرند ،
و برای دين کار می کنند! ...
دکتر علی شریعتی


بگذار تا شیطنت عشق چشمان تو را بر عریانی خویش بگشاید،
هرچند آنچه معنی جز رنج و پریشانی نباشد.
اما کوری را هرگز به خاطر آرامش تحمل مکن.
و گناه!
آری، اما اگر گناه نباشد، طاعت را چگونه می توانی بدست آری؟
چه، انسان تنها فرشته ایست که دستش به خون آغشته است!
دكتر شريعتي

+ نوشته شده در  جمعه دهم خرداد 1387ساعت 16:40  توسط دختر آریایی  | 

كارت پستال هاي زيبا

براي مشاهده و دانلود ادامه مطلب رو كليك كنيد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 15:23  توسط دختر آریایی  | 



هر كجا هستم باشم / آسمان مال من است/ پنجره فكر هوا عشق زمين مال من است.
-----------------------------

با سنگ ها بگوييد
كه چه انديشه مي كنند ؟
حتي بدون بال
كبوتر كبوتر است
 
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:45  توسط دختر آریایی  | 

دلم گرفته....


سلام دوستان خوبم امروز مي خواستم مطلبي رو بنويسم كه مدتي هست فكرم رو مشغول كرده و آزارم مي ده ولي تصميم گرفتن اين داستان كوتاه و بسيار پر معنا رو از سعدي شيرازي بنويسم و از شما بخوام كه هر برداشتي از اون داريد واسم بنويسيد .و اگه دوست داريد بهم بگيد كه شما رو چه فكري آزار مي ده.!!!!

هر چه دل تنگت مي خواهد بگو


شبي دود خلق آتشي بر فروخت شنيدم كه بغداد نيمي بسوخت
يكي شكر گفت اندر آن خاك و دود كه دكان ما را گزندي نبود
جهان ديده اي گفتش اي بلهوس تو را خود غم خويشتن بود و بس
پسندي كه شهري بسوزد به نار اگر چه سرايت بود بر كنار


+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 10:31  توسط دختر آریایی  | 

اونهايي كه قهرمان شدن مباركشون باشه ما كه بخيل نيستيم به خدا




+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387ساعت 16:25  توسط دختر آریایی  | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 20:39  توسط دختر آریایی  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 13:45  توسط دختر آریایی  | 


روز شيراز مبارك

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:38  توسط دختر آریایی  | 

عكسي از عليرضا بديع در ديدار با رهبر

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:28  توسط دختر آریایی  | 

علي رضا بديع :شاعر شدم که خوب بفهمم عذاب را

عليرضا بديع بي شک يکي از شاعران موفق و چيره دست در عرصه شعر و شاعري است.. بديع اگر چه جوان است اما چکامه هايش همواره در اوج است و در خور ستايش و نوازش. زبان او زباني است ساده وبي پيرايه اما سراسر خيال و رمز آلود . عليرضا بديع متولد بهار 1364 در شهر نيشابور است، بارقه هاي شعرش از دوران راهنمايي و در سال76 شکل گرفت. اما شعر را به صورت جدي و حرفه اي از سال 79 آغاز کرد. در حال حاضر او دانشجوي کارشناسي زبان و ادبيات فارسي در شهر نيشابور است.




با استکان قهوه عوض کن دوات را
بنويس توي دفتر من چشم هات را
 بر روزهاي مرده تقويم خط بزن
وا کن تمام پنجره هاي حيات را
خواننده ي کتيبه ي چشم ولبت من
 پر رنگ کن بخاط من اين نکات را
 ما را فقط به خاطر هم آفريده اند
آن گونه که خواجه و شاخ نبات را
 نام تو با نسيم نشابور مي رود
 تا از غبار غم بتکاند هرات را
يک لحظه رو به معبد بودائيان بايست !
 از نو بدل به بتکده کن سومنات را
حالا بايست! دور و برت را نگاه کن
تسخير کرده اي همه کائنات را
تا پلک مي زني ، همه گمراه مي شوند
 بر روي ما مبند کتاب نجات را ...


+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم اردیبهشت 1387ساعت 15:22  توسط دختر آریایی  | 

آقا رضا (اكبرپور) تولدت مبارك امروز 15 ساله شدي اون مطلبي رو هم كه گفته بودي واست مي نويسم. اميدوارم در كنار اون خليج هميشه فارس موفق باشي.



+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:59  توسط دختر آریایی  | 

ما دخترا عجب آدم هاي عجيبي هستيم مي گي نه نگاه كن !!!!!!


سن 14 سالگي : تا پارسال هر کي بهمون مي گفت چطوري؟ ميگفتيم ... خوبم مرسي ... حالا ميگيم مرسي خوبم

سن 15 سالگي : هر کي بهمون بگه سلام ... مي گيم عليک سلام ... نقاشيمون بهتر ميشه » بتونه کاري و رنگ آميزي

سن 16 سالگي : يعني يه عاشق واقعي ... فردا صبح هم ميخوايم خودکشي کنيم ... شوخي هم نداريم

سن 17 سالگي : نشستيم و اشک مي ريزيم... بهمون بي وفايي شده ... کوران حوادث

سن 18 سالگي : ديگه اصلا عشق بي عشق ... توي خيابون جلوي پامون رو هم نگاه نمي کنيم

سن 19 سالگي : از بي توجهي يه نفر رنج مي بريم ... فکر مي كنيم اون يه آدم به تمام معناست

سن 20 سالگي : نه , نه ... اون منو نمي خواست آخرش منو يه کور و کچلي مي گيره ... مي دونم

سن 21 سالگي : فقط سن 27-28 سالگي قصد ازدواج داريم ، فقط

سن 22 سالگي : خوش تيپ باشه ، پولدار باشه ، تحصيلکرده باشه ، قد بلند باشه ، خوش لباس باشه ... آخ که چي نباشه

سن 23 سالگي : همهء خواستگارا رو رد مي كنيم

سن 24 سالگي : زياد مهم نيست که چه ريختييه يا چقدر پول داره ، فقط شجاع باشه ، ما رو به اون چيزي که نرسيديم برسونه

سن 25 سالگي : اااااااه ، پس چرا ديگه هيچکي نمي ياد... هر كي ميخواد باشه ، باشه

سن 26 سالگي : يه نفر مي ياد ، همين خوبه ، بله

سن 27 سالگي : آخيش

سن 28 سالگي : کاش قلم پات مي شکست و خواستگاري من نميومدي


جدي نگيريد


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 18:51  توسط دختر آریایی  | 


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:33  توسط دختر آریایی  | 

معلم در سخنان مقام معظم رهبري:
 دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند.
اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛
 هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.»
اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در
سرنوشت يک ملت مؤثر است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387ساعت 15:16  توسط دختر آریایی  |